زن در میزان فقه سیاسی اسلام

هادی میران – سوئد5_1

جایگاه زن دراسلام بحث دامنه داری است که از چشم اندازهای متفاوت به آن پرداخته شده است. قرائت برخی از فرق اسلامی از فقه سیاسی اسلام در بسیاری از كشورهای مسلمان این است که زن از صلاحیت کافی برای مدیریت و رهبری جامعه برخوردار نیست.

اخیرا یک نویسنده و پژوهشگر افغان مقیم آمریکا، کتابی منتشر کرده که در آن بامراجعه به قرآن، متون تاریخی و منابع اصولی و فقه اسلام، این روایت را فاقد اعتبار فقهی تشخیص داده و با استناد به متون دینی، زن را همسان مرد، دارای صلاحیت مدیریت و اداره جامعه معرفی کرده است. تعدادی از علمای برخی از فرق اسلامی البته چنین قرائتی پیشتر مطرح کرده اند.

این کتاب را شاید بتوان قرائت جدیدی از متون و مفاهیم دینی دستکم در افغانستان دانست که توسط بشیراحمد انصاری، به نام “زن درمیزان فقه سیاسی اسلام” در ۱۴ گفتار و ۹۹ صفحه به نگارش درآمده است.

“لَن یُفلِح قَومُ وَلّوا أمرَهَُمُ امرأة” (کسانی که امور خویش را به زنی بسپارند، هرگز رستگار نخواهدشد) روایتی است که برخی از فرق اسلامی آن را منسوب به پیامبر اسلام می دانند و در این رساله مورد پژوهش قرار گرفته است.

بر اساس ادعای نویسنده، این روایت که منبع و مرجع قضاوت در مورد صلاحیت شرعی زن که در ادارهء امور جامعه قرار گرفته، با توجه به معیار و اصول مطرح درعلم حدیث شناسی، فاقد اعتبار فقهی است.

نویسنده درمقدمه این رساله به موضوع، اهمیت و فرضیه های این تحقیق اشاره کرده که آن را قرائت کاملا جدید از آموزه های اسلامی در افغانستان، نسبت به زن می داند.

درگفتار اول، جایگاه زن در شریعت اسلامی مورد بازبینی قرار گرفته و نویسنده مدعی است که به رغم بنیان گذاری اسلام براساس شالوده های قرارداد اجتماعی، سازه ها وگزاره های اعتقادی و شرایط آن در برداشت و تصوری خلاصه نمی شود که فقه سیاسی اسلامی رایج در برخی از کشورهای مسلمان، آن را در معرض نمایش قرار داده است.

به باور آقای انصاری، تعبیر و تفسیری که تاکنون در افغانستان از متون اعتقادی اسلام داده شده، بیشتر متاثر از شرایط زمان و مکان است که درخیلی موارد با روح و مقاصد اصلی دین کاملا بیگانه می نماید. علاوه بر آن یک سلسله انگاره های بیگانه از ترجمه های باستانی و روایتهای کهن وارد باورهای دینی مسلمانها گردیده که نگرش جامعه نسبت به زن نیز از این واقعیت متاثر شده است.

درگفتار دوم به پیش زمینه روایت مورد نظر پرداخته شده است. ضمن اینکه بعثت پیامبر اسلام به عنوان یک رخداد شگرف تاریخی در پیوند با سایر تحولات سیاسی دهه دوم و سوم قرن هفتم میلادی مورد تحلیل قرار می گیرد.

نویسنده به نبرد امپراطور ساسانی با رومی ها اشاره می کند و فرجام این تحول را که مرگ خسرو پرویز و به قدرت رسیدن پوراندخت دختر خسرو پرو یز را به همراه دارد، پیش زمینه این روایت می داند.

درگفتار سوم، به صیغه های مختلف روایت مورد بحث پرداخته شده است و در گفتار چهارم اشاره گذرا به سلطنت شانزده ماهه پوراندخت دختر خسرو پرویز صورت گرفته و همچنان اوضاع و شرایط زندگی زن، در عصر ساسانی نیز مورد تامل قرار گرفته است.

آقای انصاری می نویسد که سلطنت پوراندخت درعصر ساسانی نماد ارج گذاری به مقام زن نبوده است بلکه به دلیل نبود وارث پسر، او و خواهرش برسریر سلطنت پدر تکیه زده اند. درعصرساسانی زنان همچنان به عنوان کالای قابل معاوضه در تعاملات اجتماعی و مناسبات اقتصادی مورد معامله قرار گرفته و از امتیازات شهرو ندی محروم بوده اند.

در گفتار پنجم، ششم و هفتم راو یان حدیث مورد بحث، ازچشم اندازهای متفاوت مورد بازشناسی قرار گرفته که با توجه به خصوصیات رفتاری آنها، فاقد اعتماد و اعتبار برای روایت این حدیث شناخته شده اند.

گفتار هشتم و نهم به جایگاه حدیث در میزان فقه و قرآن اختصاص یافته است. نویسنده معتقد است که یک حدیث نمی تواند مبادی اساسی اسلام را به عنوان یک نظام، دستخوش تحول کند و در میزان قرآن نیز این حدیث در تضاد با نص صریح قرآن قراردارد.

گفتار دهم، به بلقیس ملکه سبا می پردازد که در قرآن از آن وی به عنوان نماد مدیریت موفق زن یاد شده است. در گفتار یازدهم، مشارکت سیاسی زنان درکشوهای مسلمان مورد بحث قرار گرفته است که نویسنده از تعدادی از زنان نامدار که در تاریخ حوادث سیاسی کشورهای اسلامی نقش آفریده اند نام می برد و از آن جمله به نورجهان اشاره می کندکه درتاریخ شبه قاره هند نامی ماندگار و آشناست.

نویسنده در گفتار دوازدهم ریاست زن را از چشم انداز دانشمندان مسلمان بر رسی می کند که به رغم بحث های دامنه داری که وجود دارد، در بستر گزاره های فقهی جهان اسلام و به رغم مخالفت تعداد کثیری از فقهای مسلمان با حضور زن درمقام مدیریت و رهبری جامعه، کسانی دیگری نیز هستندکه حضور زن درمقام رهبری جامعه را مخالف با آموزه های دینی اسلام ندانسته و آن را شرعا مجاز می دانند.

نویسنده کتاب “زن درمیزان فقه سیاسی اسلام” به تعدادی از نظریه پردازان مسلمان از آن جمله به دکتر محمد سلیم العوا، قانوندان معروف مصری و دکتر سید محمد طنطاوی شیخ الازهر مصر و ابوالاعلی مودودی دانشمند پاکستانی اشاره می کند که حضور زن را در مقام ریاست و رهبری جامعه موافق با متون کهن اسلامی می دانند.

در این خصوص آقای انصاری به فتوای مولانا اشرف علی تهانوی ازعلمای بلند آوازه دیوبند اشاره می کند که او نیز حضور زن را در اهرم رهبری حکومت از نوع شورایی، موافق آموزه های اسلامی می داند.

در نگارش آخر نویسنده از سنت هایی نام می برد که سایه آنها برمتون مقدس دینی سنگینی کرده و باعث شده است که سیمای زن در ذهن انسان متدین حقیر و کم ارزش جلوه نماید. کتاب با این نتیجه به پایان می رسد که حضور زن در اهرم رهبری و مدیریت جامعه مخالف شرع اسلام نیست و زنی را که متون اصیل دینی معرفی می کند، غیر از زنی است که در آثار فقها و شاعران تجلی کرده است.

فشردگی و شتابزدگی

تغییر جایگاه زن درساختار ذهنی جامعه شدیدا مذهبی و سنتی افغانستان یک کار دشوار و پرهزینه است . تلاشهایی هم که دراین زمینه صورت گرفته ، به دلیل عدم توجه به سنت های رایج درمناسبات اجتماعی، با شکست مواجه شده است. تلاشهای امان الله خان و سالها بعد از آن تلاشهای دولت کمونیستی دردهه شصت که بادو دید و برداشت متفاوت صورت گرفت، ازجمله مواردی است که به دلیل عدم توجه به سنت های رایج درجامعه، باعکس العمل و مخالفت جدی مردم مواجه گردید و گرهی را نگشود.

هرچند که تسلط نویسنده بر زبان عربی، احاطه قابل ملاحظه بر مفاهیم دینی وهمچنان آشنایی وی باسازوکارهای تحقیقی این رساله را اهمیت بخشیده است، اما باتوجه به اهمیت این بحث ازمناظر فقهی وحساسیت آن درجامعه سنتی افغانستان، حجم کم این رساله و پرداخت فشرده و شتاب آلود نویسنده به مفاهیم کلیدی مانند “اسلام”، “زن”، “مدیریت ورهبری” قدرت استدلال نویسنده را محدود کرده است.

باتوجه به قرائت غالب از آموزه های اسلامی درافغانستان، نگرش مثبت و موافق اسلام باحضور زن دراهرم رهبری جامعه، یک بحث بسیار مهمی است که می باید با پژوهش عمیقتر و استدلال بیشتر به آن پرداخته شود.

شناسنامه کتاب:

نام کتاب: زن درمیزان فقه سیاسی اسلام

نویسنده: خواجه بشیراحمد انصاری

ناشر: بنگاه انتشارات میوند

طرح جلد: احمد فیهاش ‌

چاپ بنگاه انتشارات ومطبعه میوند کابل ۱۳۸۶

شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه‌

شماره صفحه ها: ۹۹

قطع: رقعی‌

FacebookTwitterGoogle+Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *