خ مثل خلافت (گفت و گویی با حزب التحریر)

در این چند سال اخیر که دیوار ها فروریخته، تکنالوجی ارتباطات جهان و جهانیان را به هم نزدیکتر نموده است، ما شاهد ظهور گروهی در میان جوانان کشور خویش هستیم که می گویند هدف ایشان چیزی جز تأسیس خلافت نیست. با آنکه گروه های فراوانی در شرق و غرب جهان اسلامی از دیر زمانی داعیۀ خلافت در سر داشته ولی این گروه ادبیات ویژۀ و روش خاص خودش را دارد که محور این گفتگو خواهد بود.

در این چند سال اخیر گروهی از دوستان بار ها خواهش نموده اند تا در این زمینه چیزی بنویسم ولی برای ایشان همیشه گفته ام که این دنیا خیلی بزرگ است، بگذارید هر که هرچه دارد به میدان بیاورد و سپس بگذارند تا جوانان خود راه خویش را برگزینند. اما تعجب در این است که در عصری که به گفتۀ مولانا اصولِ اصولِ اصولِ دین در خطر است، این هموطنان داعیۀ خلافت شان را گذاشته تیغۀ تبلیغ خویش را متوجه کسانی نموده اند که بیشتر از ایشان درد دین داشته اند.

خیلی آرزو داشتم گفتگوی آرامی به راه افتد که ارزش های تدینی و تمدنی ما بر آن حاکم بوده و احترام متقابل حفظ گردد تا آنکه فرصتی برای اندیشیدن برای همه مهیا گردد ولی دیدم که حزب التحریر در نخستین واکنش خویش به آن نقد آرام، دست به ترور شخصیت یازیده و فتوا و اعلامیه صادر نمود و نویسندۀ این سطور را متهم به دشمنی با (طریقۀ رسول الله) و همنوایی با استعمار نموده و آن را به زبانهای مختلف منطقه ترجمه نموده و به دست نشر سپرد. اگر خصومت این گروه با سایر اندیشمندان مسلمان، دلیلی بر کفر حزب التحریر و دشمنی با روش پیامبر اسلام نباشد، نقد روش و منش حزب التحریر هم کافی نیست تا کسی را در جایگاه دشمنی با (طریقۀ رسول الله) قرار دهد. قهرمانان میدان تکفیر نباید دیوار منتقدان شان را از برج شیشه ای خویش با سنگ تهمت بکوبند. آنها باید بدانند که ترور فکر و اندیشه و کوشش در جهت خاموش ساختن صدای نقد با غوغای تهمت و کوبیدن دهان اندیشه با چماق تکفیر راه را به جایی نخواهد برد. این همه انسان کشی و مسلمان سوزی و مسابقۀ سربریدن که در جهان اسلام جریان دارد چیزی جز نتیجۀ همین فتواها نیست.

آنچه در اینجا مطالعه خواهید نمود محصول گفتگویی است که یکسال پیش در روزنامۀ ماندگار به نشر رسید که بنا به خواهش دوستان و علاقه مندان این مبحث اینک به صورت رساله در اختیار علاقه مندان گذاشته می شود. آنچه در قلب این گفتگو جا دارد ثوابت و متغیرات فقه سیاسی اسلام با درنظر داشت شرایط زمانی و مکانی آن می باشد.

امیدوارم خوانندگان این رساله تصور نکنند که تنها با استدلال منطقی و استوار مى توان قناعت افراد و گروه هایی را حاصل نمود چون تنها قناعت فکری نه بلکه مجموعه اى از عوامل در گرویدن یک فرد به گروه خاصى نقش دارد که می توان از بیكارى، یأس، بی سوادى، نا آگاهى، ساده لوحى، فشار اقتصادى، فقدان بدیل سالم، بى اعتبار شدن جریان هاى اسلامی موجود، مداخلهء كشور ها و سازمان هاى استعماری، وضعیت دردآور اوضاع كنونى جهان اسلام و سپس یاد خاطرات تاریخى عظمت مسلمانان، شنیدن شعار هاى پر زرق و برق شباروزى، مغز شویی مسلسل و پر كردن كله هاى جوانان با خاک و خاکستر، وبالآخره قرار گرفتن در محیط مقناطیسى یك گروه و حزب ایدیولوژیک كه بدیلى براى كانون گرم خانواده مى باشد، اعضای گروه را چنان مسحور و مجذوب و مست مى سازد كه اگر همه دلایل و براهین معقول و متین روى زمین را هم پیش رویش بگذارىم و سپس حرف معقولى هم به گفتن نداشته باشد، نمى تواند از (مافیای ایدیولوژیک) و پدر خوانده هاى خویش دل بركند. ملانصرالدین را گفتند نتیجهء مناظره تان چى شد، گفت آنها قناعتم دادند ولى من خود قناعت نكردم. مصادیق فراوان ملانصرالدین ها در جامعهء ما نفس مى كشند و نان مى خورند.

اینک خواننده را به مطالعۀ رساله دعوت نموده و منتظر نظریات همه دوستان و خوانندگان می باشم.

صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و چه در نظر آید

برادر شما
خواجه بشیر احمد انصاری
دوشنبه ۱۳ جولای ۲۰۱۵ شب ۲۷ رمضان المبارک

گفت و گویی با حزب التحریر

دریافت (Download) خ مثل خلافت (گفت و گویی با حزب التحریر)

FacebookTwitterGoogle+Share

دیدگاه

خ مثل خلافت (گفت و گویی با حزب التحریر) — 2 دیدگاه

  1. حزب التحریر در کل از شناخت رهبرانیکه در کشور های اسلامی دارند فعالیت می کنند جلوگیری می نماید، به نظرمن این جلوگیری بیانگر آن است که هویت چندانی ندارند که جاذب جوانان مسلمان در سطح کشور باشد. این بسیاری را به تردید از فعالیت های این حزب وا داشته است.

  2. يك جهان سپاس وممنون از استاد وفرزانه سخن وقلم.
    خداوند متعال اجر بى پايان درمقابل زحماتى را كه متقبل شديد نصيب تان فرمايد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *